تبليغاتX
هر چی که دارم مال تو
هر چی که دارم مال تو

صفحه اصلي | ايميل مدير | آرشيو وبلاگ | طراح قالب
توضيحات
آرشيو
پيوندها
پيوندهاي روزانه
لوگوي وب
لوگوي دوستان
آمار بازديدكنندگان
طراح قالب

 

  www.ariaii.blogfa.com    

امروز بهترین روز زندگیمه !
سلام امروز بهترین و قشنگترین روزیه که خدا بهم هدیه داده امروز دومین سالروز عشق منو عشقم هستش خیلی خوشحالم به اندازه همون روز یا شاید هم بیشتر خوشحال و عاشقم

محمدحسنم از همین جا به همه دنیا میگم که خیلی دوستت دارم و عاشقتم

گل عمرمی عشقمی نفسمی جونمی یکی یک دونه قلبمی عزیز در دونه وجودمی

کاش قلبم می تونست به زبونم بگه که چقدر عاشقته نازنینم.

دوست دارم.دوست دارم.دوست دارم . دوست دارم . دوست دارم . دوست دارم .



نويسنده: مریم مورخ: شنبه بیست و ششم آبان 1386 در ساعت: 22:28

|+|

شکستم
سلام من یه مریمی هستم که الان مدت هاست شکسته ام صداش به گوش شما هم رسید یا نه ؟ اما خدا میدونه ..............

دوستای عزیزتر از جانم خوشحالم که به یادم هستید متاسفانه هم چنان زنده ام

دعا کنید که خدا کمکم کنه

آمین

آمین

آمین



نويسنده: مریم مورخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 در ساعت: 22:59

|+|

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.
و کلمه، بی زبانی که بخواندش، و بی اندیشه ای که بداندش، چگونه می تواند بود؟
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود،
و با نبودن، چگونه می توان بودن؟
و خدا بود و، با او، عدم،
و عدم گوش نداشت،
حرفهایی هست برای گفتن،
که اگر گوشی نبود، نمی گوییم،
و حرفهایی هست برای نگفتن،
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.
حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند،
و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد،
حرفهای بیتاب و طاقت فرسا،
که همچون زبانه های بیقرار آتشند،
و کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند،
کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،
اگر یافتند، یافته می شوند...
و ...
در صمیم وجدان او، آرام می گیرند.
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند،
و اگر او را گم کردند، روح را از دورن به آتش می کشند و، دمادم، حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند.
و خدا، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت،
که در بیکرانگی دلش موج می زد و بیقرارش می کرد.
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
هرکسی گمشده ای دارد،
و خدا گمشده ای داشت.
هرکسی دوتاست و خدا یکی بود.
هرکسی، به اندازه ای که احساسش می کنند، هست.
هرکسی را نه بدانگونه که هست، احساس می کنند.
بدانگونه که احساسش می کنند، هست.
انسان یک لفظ است،
که بر زبان آشنا می گذرد،
و بودن خویش را از زبان دوست، می شنود.
هرکسی کلمه ای است:
که از عقیم ماندن می هراسد،
و در خفقان جنین، خون می خورد،
و کلمه مسیح است،
و در آغاز، هیچ نبود،
کلمه بود،
و آن کلمه، خدا بود
( دکتر شریعتی )



نويسنده: مریم مورخ: دوشنبه هجدهم تیر 1386 در ساعت: 0:59

|+|

واست میمیرم

سد این نگاهو بشکن

فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه

این جدایی حق ما نیست

بودن تو آرزومه

حتی واسه ی یه لحظه

می میرم بی تو

خوندن من یه بهانست

یه سرود عاشقانست

من برات ترانه می گم

تا بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم

بی تو شب سحر نمیشه

می میرم بی تو

من عشقت رو

به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو

به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد

من و تو تنها بمونیم

واست می میرم

جواب دنیا رو میدم

با تو می مونم واسه همیشه

من عشقت رو

به همه دنیا نمی دم

حتی یادت رو

به کوه و دریا نمی دم

با تو می مونم واسه همیشه

خاطرات تو رو

چه خوب چه بد حک می کنم

توی تنهاییهام

فقط به تو فکر می کنم

با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد

من و تو تنها بمونیم

واست می میرم

جواب دنیا رو میدم

با تو می مونم واسه همیشه

دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم



نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه ششم تیر 1386 در ساعت: 1:3

|+|

تولد تولد تولد تولد تولد حامد جونم مبارک ایشاالله که هزار ساله بشی نازنینم

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد (حامد و میگم اااااا )

ایشاالله هر چی که میخوای خدا بهت بده منم دعا کن



نويسنده: مریم مورخ: یکشنبه بیستم خرداد 1386 در ساعت: 4:48

|+|

تنهام نذار

ای خدای مهربونم ای خدای بزرگم می خواهم هر آنچه را که تو بخواهی که هر چه تو خواسته ای جز از نیکی برای من نبوده ، ای بزرگوار ای خدای مهربان ای کاش همنشینی داشتی تا پس از مدتها تو را رها کند به جرم نیکی به جرم صداقت و به جرم ...

خدایا هم اکنون مجرم تو در پیشگاهت نشسته و منتظر حکم توست که حکم تو هر آنچه که باشد نیک است و شیرین

ای کاش می توانستم بگویم که اشکهایم از تنهایی نیست که از به تو رسیدن است هر گاه که از بندگانت می رنجم به اندازه یک انسان دیگر به تو نزدیک می شوم که تو خود می خواهی و طلبت را می طلبم

خداوندا تو مرا تنها نگذار



نويسنده: مریم مورخ: چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 در ساعت: 0:33

|+|

بخند
آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند



نويسنده: مریم مورخ: سه شنبه هشتم خرداد 1386 در ساعت: 2:11

|+|

قشنگترین روز دنیا

زندگی را در هر لحظه عاشقانه سپری کن تا هیچ لحظه ای برای تو گذرا نباشد

ثمره عزیزم تولدت مبارک گل قشنگ و  نازنینم

دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم ایشاالله تولد ۱۰۰ سالگی ات رو همین جا دوباره تبریک بگم

 



نويسنده: مریم مورخ: جمعه چهارم خرداد 1386 در ساعت: 19:42

|+|

تا حالا شده ؟

خدایا تا حالا شده که دلت بشکنه و ببینی که چقدر تلخ خدایا دلم شکسته خدایا دلم هیچی نمی خواد دلم می خواد نباشم دلم میخواد هیچ وقت فکر نکنم که بودم  خدایا من خیلی گناهکارم اما این حق من نیست یا شایدم هست نمیدونم خدایا چرا ؟چرا نمی خوای که منم دلم شاد بشه دل من خیلی کوچیک با کوچکترین بهانه ای به اندازه تمام خلقتت از ازل تا ابد خوشحال میشم این تورو شاد نمی کنه کاش میدونستم که باید چی کار کنم تا دلت رو بدست بیارم ........

در کشتن ما چه میزنی تیر جفا

ما را سر تازیانه ای بس باشد



نويسنده: مریم مورخ: سه شنبه یکم خرداد 1386 در ساعت: 20:9

|+|

هیشکی منو دوست نداره


نويسنده: مریم مورخ: سه شنبه یکم خرداد 1386 در ساعت: 0:27

|+|


For Download Other Templates Click Here